ظرفیت لازم

مردی از حضرت عیسی (ع) درخواست کرد به او اسم اعظم بیاموزد . عیسی (ع) پاسخ داد : هر کسی شایسته دانستن اسم اعظم نیست . مرد اصرار زیاد کرد و در نهایت عیسی (ع) به او اسم اعظم آموخت . مرد که ظرفیت لازم را نداشت در کنار گودالی استخوان هایی دید با استفاده از اسم اعظم از خدا خواست آن استخوان ها را زنده کند . با قدرت الهی استخوان ها تبدیل به شیری شد و به مرد حمله کرد و او را از پای در آورد . وقتی خبر این موضوع به حضرت عیسی (ع) رسید . گفت : هر کسی که شایسته چیزی نباشد و آن را از خدا خواهد بر او آن رسد که بدین مرد رسید .

با تشکر از دوستان خوبم با کامنت های زیبایتان دوستدارتان خسرو

/ 11 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حقدوست

[گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل] [گل] سلام و درود بر شما گرامی، دعوت شده‌‌‌اید برای خواندن: ******** [گل][گل] ضرب المثلهاي فارسي با معادل آيات قرآني آنها[گل][گل] # تخم مرغ دزد، شتر دزد مي‌‌شود # با هر دست بدهي از همان دست پس مي‌‌گيري # از کوزه همان برون تراود که در اوست # آشپز که دو تا شد، آش يا شور مي‌‌شود يا بي نمک # و ... و ... و ... ********* [گل] احادیث زیبا و خواندنی هفته [گل] ## اهميت زيارت اموات در قبرستان ## سفارش پيامبر خدا(ص) به زيارت بقيع ## ظلم به ديگران اينگونه پاسخ داده مي‌‌شود ********* [گل] هشدار شدید پیامبر(ص) نسبت به همسر زنان زینت کرده [گل] ******** منتظر حضور و نظرات ارزشمند شما گرامی هستم. www.bia2mofid.persianblog.ir [گل] [گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل]

مهربانی

سلام پرنده ای که مال تو نیست 100 تا قفس هم که بسازی آخرش می ره . شرط دل دادن دل گرفتن است وگرنه یکی بی دل می مونه و یکی دو دل.

مهربانی

سلام کوچکتر که بودیم ؛ایمانمان بزرگ تر بود . بادبادک می ساختیم... و نمی ترسیدیم که باد نباشد !

khodai

سلام.... بسیار زیبا[گل][گل][گل][گل][گل][گل]

khodai

دعایت میکنم هر شب به عطر میخک و مریم الهی در دلت هرگز نباشه غصه و ماتم[گل][گل][گل]

adnan

بسیــــــار زیبا ؛ ممنون از مطالبتون[گل]

Adnan

باسلام ؛ من وب شما رو لینک کردم، لطفا شما هم منو به عنوان وبلاگی برای همه لینک کنید. با تشکر

شعیب

سلام من و خدا سوار یک دوچرخه شدیم من اشتباه کردم و جلو نشستم و خدا عقب. فرمان دست من بود و سر دوراهی ها دلهره مرا می گرفت؛ تا اینکه جایمان را عوض کردیم. حالا آرام شدم و هروقت از او می پرسم که کجا می رویم؟ برمیگردد و با لبخند می گوید: تو فقط رکاب بزن.با خداباش

سپیده

خیلی زیبا و آموزنده بود ... مرسی [گل][گل][گل]