مرحوم آزادی

در سفر برنارد شاو ، نویسنده انگلیسی به آمریکا هنگامی که در نیویورک چشمش به مجسمه ای در کنار اقیانوس اطلس افتاد پرسید : این مجسمه سنگی چیست ؟ میزبان پاسخ داد : مجسمه آزادی است . برنارد شاو با لبخندی گفت : ما هم در اروپا رسم مشابهی داریم که وقتی شخص عزیز و محترمی از دست ما می رود مجسمه اش را بیاد دورانی که زنده بود در میدان شهر نصب می کنیم و غم فقدانش را بخاطر می آوریم . من هم در گذشت مرحوم آزادی را به مردم آمریکا تسلیت می گویم . 

با تشکر از دوستان خوبم با کامنت های زیبایتان دوستدارتان خسرو

/ 8 نظر / 23 بازدید
پویا

سعادت، لمس عشق خداست زندگیتون سرشار از عشق خـــــــــــــــدا [گل][گل][گل]

زهراوفریده

ببینمت. . . گونه هایت خیس اســـت . . . باز با این رفیق نابابت . . نامش چه بود؟ هان! باران. . . باز با باران قدم زدی ؟ هزار بار گفتم باران رفیق خوبی نیست برای تنهایی ها . . . همدم خوبی نیست برای درد ها . . . فقط دلتنگی هایت را خیس و خیس و خیس تر میکنــــــد . .

سی سیب

آزادی در امریکاواروپا وغرب واقعاً مثل مرده است .خنده دار است برخی ها بی بند وباری را می گویند آزادی .استاد دلتون واسه مدرسه تنگ نشده است ؟

شعیب

سلام از میان همه راههایی که انسان برای صدمه زدن به خودش پیدا کرده است از همه بدتر عشق بوده است؛ همیشه بخاطر کسی که به ما عشق نمی ورزد و ما را ترک کرده در حال زجر کشیدن هستیم و اگر متاهل باشیم زندگی زناشویی را به بردگی تبدیل میکنیم...

علی

خیلی خیلی زیبا و جالب بود

khodai

سلااااااااام همیشه با خدا درد دل کن نه با خلق خدا،و فقط به او توکل کن انگاه میبینی که چگونه قبل از اینکه خودت دست به کار شوی،خدا دست به کار شده...[گل][گل]

سپیده

"زمان" آدم ها را عوض نمی کند.. "زمان" حقیقت آدم ها را آشکار می کند....