چفیه (5)

چفیه یعنی حاج احمد کاظمــــــی

مصطفی چمران و صالح ناظمــــی

چفیه یعنی خنده و شور و شعــف

سر بدار لشکر هشت نحــــــــــف

حاج احمد ، او که یک اسطوره بود

خنده هایش قلب ها را می ربــود

لشکری از شیر مردان دلیــــــــــر

قهرمان و سینه چاک و بی نظیــر

لشکری ممتاز و ناب و خط شکـن

می گذشتند از سر و از جان و تن

حاج احمد ، فاتح شهر خــــــــــدا

شهر خونین شهر ، شهر نخلـــها

حاج احمد ، آسمانی بود و نـــاب

غرق در ناب نگاهش آفتــــــــــاب

با تشکر از دوستان خوبم

/ 16 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شادی

اگر عمر دوباره داشتم سبکتر سفر میکردم وقت بهار زودتر پابرهنه راه میرفتم و وقت خزان دیرتر به این لذت خاتمه میدادم از مدرسه بیشتر جیم میشدم گلوله های کاغذی بیشتری به معلمهایم پرتاب میکردم دیرتر به رختخواب میرفتم و میخوابیدم بیشتر عاشق میشدم پایکوبی و دست افشانی بیشتری میکردم

محمد

ما موجودات خاکی نیستیم که به بهشت می رویم. ما موجودات بهشتی هستیم که از خاک سر بر آورده ایم. الهی قمشه ای

محمد

دل اتفاقى ترین اشتباه دنیاست ،بسته میشود آنجا كه نباید و كنده میشود از جایى كه نباید

محمد

چه بگویم كه ضربه ى آخر را “خدایم” زد!!! آن زمان كه براى رفتنت استخاره كردى و “خوب “آمد …

محمد

مترسک گفت: اى گندم تو شاهد باش مرا براى ترساندن آفریدند اما من عاشق پرنده اى بودم كه از گرسنگى مرد…!!!

محمد

محبتت چشمه ایست ازجنس نور””…” هم ارادت، هم سلام از راه دور””.

محمد

بهش گفتم حقیقت رو بگو تا روشن شم ؛ولى وقتى حقیقت رو گفت: كلا خاموش شدم

پویا

کاش تا دل میگرفت و میشکست دوست می آمد کنارش می نشست! کاش میشد روی هر رنگین کمان می نوشتم "مهربان "با من بمان!!! کاش می شد قلب ها آباد بود کینه و غم ها به دست باد بود کاش می شد دل فراموشی نداشت نم نم باران هم آغوشی نداشت کاش می شد کاش های زندگی تا شود در پشت قاب بندگی کاش میشد کاش ها مهمان شوند درمیان غصه ها پنهان شوند کاش می شد آسمان غمگین نبود رد پای کینه ها رنگین نبود نیما یوشیج

بهار

ایکاش ک انتظار معنی می شد... سلام. وبلاگ زیبایی دارید و پستایی ک میذارید بی نظیرن. سپاس از حضورتان در وبلاگ یاد خدا... ردپای شما باقیست...هر وقت دوست داشتید سر بزنید.