ضرب المثل های شیرین زبان فارسی (16)

شلوار لوطی را بردند ، گفت : بگذارید ببرند ، لوطی در آن تیزیده بود . 

یعنی : از روی ناچاری  ، سودی را رها کردن

سگ را اگر پا روی دمش نگذاری پاچه ات را نمی گیرد . 

یعنی : تا کسی را تا کاری با او نداری ، به تو کار ندارد .

جوانان در قفس اند و پیران در هوس . 

طعنه به پیرانی که کارهای جوانان کنند . 

تا چراغ روشن است ، جانور بیرون می آید . 

زنی را وقت زاییدن رسید و چندین فرزند بدنیا آورد ، شوهر مضطرب شده گفت : چراغ را خاموش کنید زیرا تا چراغ روشن است ، جانور بیرون می آید . 

با تشکر از دوستان خوبم . این تصویر گل تقدیمتان . دوستدارتان خسرو

/ 19 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
khodai

سلام....[گل] بسیار زیبا بود.[گل][دست][گل]

khodai

من اینجا بس دلم تنگ است و هر سازی كه می بینم بد آهنگ است بیا ره توشه برداریم قدم در راه بی برگشت بگذاریم ببینیم آسمان هر كجا آیا همین رنگ است؟ مهدی اخوان ثالث[گل]

اوای باران

سلام[گل]دقت کردی؟ گاهی... جای رحمت ميشويم زحمت جای محرم ميشوم مجرم جای ژست ميشويم زشت جای يار ميشويم بار جای قصه ميشويم غصه جای زبان ميشويم زيان و.... پس زيادی به خودمان مغرور نباشيم چون با يک نقطه جابجا ميشويم

زهراوفریده

ایــטּ روزهــآ … اَز ڪــنآر مــטּ ڪـه میـــگـذرے … اِפـتـــیآط ڪــטּ ! هـــزآرآטּ ڪـآرگـــر در مــטּ مشــغول ڪـآرنــد … روפـــیه اَم در دســت تعــویـض اَســت …

ندا

خدایا غم خوردم به مقدار کافی... ممنون... میل ندارم دیگر... می شود یک استکان مرگ برایم بریزی...؟!

عسل فومنی

السلام علیک یا شهر الله الاکبر و یا عید اولیائه حلول ماه مبارک رمضان، بهار قرآن، ماه عبادت‏های عاشقانه، نیایش‏های عارفانه و بندگی خالصانه را به شمادوست عزیزم تبریک عرض می‏کنم

شادی

بخشش و عفو داشته باش، مثل دريا. گشاده دست باش، جاري باش، کمک کن، مثل رود. اگر کسي اشتباه کرد آن را بپوشان مثل دريا. بخشش و عفو داشته باش، مثل دريا. گشاده دست باش، جاري باش، کمک کن، مثل رود. اگر کسي اشتباه کرد آن را بپوشان مثل دريا. طاعاتتان مقبول درگاه حق

ویولون

بہ خانہ بر نگرכ. هیچ چاﮮ כاغے روﮮ هیچ میزﮮ منتظرت نیست و هیچ ڪس نیست ڪہ از تو بپرسد چہ خبر؟ بہ خانہ بر نگرכ. هیچ چشمے پشت پنجره اﮮ نگرانت نیست. כیر ڪنے یا نہ، زنگ بزنے یا تمام روز تلفنت خاموش باشـכ، فرقے نمےڪنـכ. تنهایے یعنے همیـטּ روزنامہ هاﮮ روﮮ میز و عطر غذایے ڪہ هیچ وقت כر خانہ نمےپیچـכ. گاهے هم چاﮮ כاغت را مے نوشے و כر پاسخ ڪسے ڪہ مـכام مےپرسـכ چہ خبر، سرﮮ تڪاטּ مےכهے اما تلفنت مـכام زنگ مےزنـכ و با یڪ نفس عمیق تمام عطر غذا را כر ریہ هایت جا مےכهے امــا باز همـ تنهایے آنقدر تنهایے ڪہ خوכت را گاهے כر ڪوچہ پس ڪوچہ هاﮮ بےכلیل گم مےڪنے تا تنها تر از آنچہ بوכﮮ تمام شهر را بہ כنبال خوכت بگرכﮮ. نگرכ... چیزﮮ پیـכا نمےڪنے…فقط بیا و بنشیـטּ… لحظہ اﮮ כرنگ ڪـטּ… من از تو تنها ترم و نمےכانم این عقربہ ها امشب چقـכر بہ مـטּ فرصت مےدهنـכ تا روی گرכ و غبار آینہ با نوڪ انگشتم بنویسم: تنهایےام را با تو قسمت مےڪنم سهم ڪمےنیست گسترכه تر از عالم تنهایےمـטּ، عالمےنیست... سلامممممممممممممممممممممم[هورا]

سی سیب

استاد سلام چرا به روز نیستید ؟الآن که تابستان است وقت بیشتری دارید !