چفیه (3)

ای بسیجی ! چفیه را بر دوش کــن

خاطرات چفیه ها را گوش کـــــــــن

لرزه بر اندام دشمن ، زن دمـــــــی

زهر غم بر شام دشمن ، زن دمـی

دشمن از نام بسیجی خسته است

چفیه اش اندام دشمن را شکست

شیعه شیرانی که غوغا می کنند 

دشمنان را خوار و رسوا می کنند

کهنه رویان را به خواری می کشند

از خطاگویان سواری می کشـــــند

ای بسیجیها ! اویسی رو شویـــــد

فاطمی ، زهرائی و خوشبو شویــد

ای بسیجیها ! علی تنها شـــــــده

مونس درد و دلش ، شبها شـــده

ای خوش آن مردان والای بسیــــج

افتخار و چشم زیبای بسیــــــــــج

با تشکر از دوستان گلم

/ 4 نظر / 28 بازدید
پویا

تنها چیزی که از فردا میدانم این است که خدا قبل از خورشید بیدار است از او میخواهم که قبل از همه در کنار تو باشد و راه را برایت هموار کند !

عسل فومنی

http://t0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcS0cxRSVsdgA1CDFsLf8-lRVlEE1wC-IM_eJnD2vQ96cgNPQlL2

یــــــاســـــــــ

ماه من غصه چرا ؟!! آسمان را بنگر که هنوز بعد صدها شب و روز مثل آن روز نخست گرم و آبی و پر از مهر به ما می خندد یا زمینی را که دلش از سردی شب های خزان نه شکست و نه گرفت بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید و در آغازِ بهار دشتی از یاس سپید زیر پاهامان ریخت تا بگوید که هنوز پُر امنیتِ احساس خداست

behdone

شاد باشید و پیروز.