افق دید

سید عبدالباقی مدرس فرزند شهید مدرس می گوید : روزی همراه آقا به مجلس رفتم  . وقتی از پله ها بالا می رفتیم ، یکی از نمایندگان مجلس که به نظرم شیخ العراقین زاده بود به ما رسید و خطاب به آقای مدرس گفت : 

شما در این زمستان سخت با این پیراهن کرباس و یقه باز ، گرفتار سرماخوردگی می شوید . مدرس نگاه تندی به او نمود و گفت : شیخ ، کاری به یقه باز من نداشته باش ، حواست جمع دروازه های ایران باشد که باز نماند .

با تشکر از دوستان خوبم دوستدارتان خسرو

/ 7 نظر / 26 بازدید
سپیده

بـه فـــقـر ِ احــسـاس ِ”انـــسـانیّـــت”دچــــار شــدیـــم ! نــسلی که دردش را ، کیـبـوردها .. پیامک ها .. و .. تـلفن هـــای ِ پـی در پـی مـی فهمـــنـد ….

سپیده

موسیقی وبتون خیلی قشنگه آقا پیری مرسی [گل]

شعیب

سلام آدم تنها ، خیلی زود دستش را در دست هر آن کس که با او رو بربرو شود می گذارد

سی سیب

سلام استاد دیگه به ما سر نمی زنی .ما که مواظب دروازه ایران اسلامی هستیم. تا پای اجنبی را قطع کنیم .

پویا

چه زیبا جوابش رو داده [گل]

ویولون

زندگی از آن کسی نیست که از زندگی می ترسد،بلکه از آن کسی ست که به آن عشق میورزد. و برای عشق خود ،خطر نیز میکند. بنابراین،کسی که به زندگی عشق می ورزد،مشتاق آن است که گردنبندی از جنس زیبایی برگردن معشوق بیاویزد و بدین سان زندگی زیباتر و سرشارتربه تماشا بنشیند و به تماشا بگذارد. خداوند را تنها در بزم زندگی میتوان ملاقات کرد. بعد شادمانی زندگی ،همان بعد دینی زندگیست. بعد دینی زندگی ،بعدی جدی نیست ،بلکه بعدی عاشقانه است ؛معامله نیست ،شعر است ،آواز است . [مسیحا بزرگر / عشق هرگز نمیمیرد]

معدن آق دربند

از پنجره روزگار به درخت عمر که مي نگرم خوش تر از ياد خداوند ثمري نيست .